الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)

140

التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)

دخالت داشته باشد ، آن حديث موقوف بر صحابى است « 1 » و اسناد آن به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم صحيح نمىباشد ؛ اگر چنين نباشد و از مواردى باشد كه دانستن آن ، تنها از طريق وحى امكان دارد ، ناگزير حديثى منقول از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم است و اين به دليل جايگاه عدالت صحابى و وثاقت او در دين است . سخنان صحابى در امورى كه با حس آدمى درك نمىشود ، تنها از راه دريافت از صاحب علمى پر دانش و راست‌گو و امين است . [ م / 89 ] امام امير مؤمنان عليه السلام در پاسخ به پرسش از منابع دانش سرشارش ، فرمود : « همانا آن از صاحب علم آموخته مىشود . . . ؛ دانشى كه خداوند به پيامبرش ارزانى داشت و او به من آموخت و براى من دعا كرد كه سينه‌ام آن را در خود فراگيرد و درونم آن را در خود جاى دهد . » « 2 » به هر حال ، تفسير مأثور از صحابى بزرگوار ، در صورت صحت طريق ، اعتبار ويژهء خود را دارد . بيشترِ اين گونه تفاسير ، برگرفته از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مىباشد و اين ، در مواردى است كه به مشاهدات حضورى ، فهم معانى لغوى يا آداب و رسوم رايج و مانند آن باز نمىگردد . در اين صورت ، بى شك حديث صحابه - به مقتضاى مقام ايمانشان كه آنان را از سخن بى دليل باز مىدارد - مستند به علم برگرفته از عالمى آگاه مىباشد . در غير اين صورت ، سخن صحابى موقوف بر خود او و مستند به فهم خاص اوست . بىگمان ، فهم او از قرآن صحيح‌تر از كسى است كه از درك حضور وحى و عهد رسالت و حتى شناخت واژگان عرب‌هاى نخستين و رسوم آن روزگار ، به دور است . علامه ناقد و آگاه ، سيد رضى الدين ، ابن طاووس دربارهء صحابهء دانشمند پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مىگويد : « دانش آنان دربارهء نزول آيات قرآن ، صحيح‌تر از ديگران

--> ( 1 ) . [ منظور از موقوف ، حديثى است در همان شخص راوى اول متوقف مىشود و به پيامبر اكرم نسبت داده‌نمىشود . ] ( 2 ) . نهج البلاغه ، ج 2 ، ص 10 و 11 ، خطبهء 128 .